ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
ایـنـجـا شـرار نــالـه آتـش بـر فـلـك زد اینجـا عـدو بر زخـم پـیـغـمـبر نمك زد از مـدخـل ایـن شـهـر تـا كـنـج خـرابـه دشمن مـیـان كـوچـه دخـتر را كتك زد ایـنـجـا لـبـاس عــیـد پــوشـیـدنـد زنهـا پـاى سـر بُـبـْـریـده رقـصـیـدنـد زنهــا ایـنـجـا زدنـد آل عــلــى را ظـالــمــانـه بسـتـه بـر یـك ریــســمـان ده نـازدانــه با دست بـسـتـه كـودكى نقـش زمین شد بـرداشــتـنــد او را ولـى بـا تــازیــانــه ایـنـجـا ســر راه اســیــران ایــسـتـادنـد اینـجـا به زین الـعـابـدیـن دشـنـام دادنـد اینجـا به نوك نـیـزه ها هـجـده قـمر بود خورشیدِ زهرا جلوه گر از طشت زر بود لبهـای خـونـیـنـش بهـم می خـورد امـا چشمش به سوى زینب خونینجگر بود او با لب خـونین دم از محـبـوب می زد دشمن به پاسخ بر دهـانش چوب می زد اینجا عـدو ظـلـم و ستـم هـمـواره كرده با چوب، زخم بغض دل را چاره كرده زینب كه صبر از صبر او می برد حیران در پاى طشت زر، گـریـبان پاره كرده می رفت چون بالا و پائـین چـوب كـینه می زد به روى مـاه خود سـیـلى سكـینه |